عقاید دراویش نعمت اللهی گنابادی - تحلیل و بررسی

آیا فرقه ناجیه دراویش هستند؟

این سلسله (نعمت اللهی گنابادی) نیز مانند دیگر فرقه های متصوفه خود را فرقه ناجیه می داند و داعیه این را دارند که تنها راهی که از اسلام واقعی مانده آنها هستند. سیر سلوک حقیقی را مختص خود دانسته و بقیه مسلمانان همه راه را به خطا رفته اند . اگر قرار است فردی به مرحله از مراحل معنوی برسد فقط از راه و مسیر آنها باید برسد.  

معصوم کسیت؟

آنها خود را جانشین و نائب حضرات معصومین دانسته و به صورت کنایه وار در برخی از کتب و سخنانشان حتی خود را تا حد ائمه معصومین رسانده اند. آیا به نص صریح معصومین در نزد شیعه بیش از چهارده نفر است. آیا می توان صوفیه را جزء شیعیان امامیه اثنی عشریه دانست ؟ حتی برخی از منتقدان و محققین خوش انصاف نیز صوفیان را خارج از دایره تشیع و حتی اسلام دانسته اند.

مفسر قرآن کیست ؟

البته این فرقه نیز برای این ادعاهای خود دارای دلایلی هم هستند که اگر فردی که با این افراد روبرو شود و اطلاعات کافی در مورد کلام و عقاید تشیع نداشته باشد به راحتی فریب می خورد. از مهمترین ادله صوفیان تفاسیر به رای آنهاست . تعجب در جایی است کسی که نمی تواند قرآن را صحیح قرائت کند چطور قرآن را تفسیر می کند. بهتر است به جای تفسیر یک دوره روانخوانی قرآن برود.

استفاده از سخنان دو پهلو بزرگان

از دیگر فعالیت های متصوفه برای فریب افراد و شبهه افکنی در ذهن آنها ، استفاده از کلام دو پهلو و یا چند جانبه از بزرگان تشیع در اثبات دعاوی خویش است. مانند استفاده از کلمه صوفی ، که در کلام و کتب برخی از بزرگان آمده است . بر هیچ فرد آگاهی پوشیده نیست که کلمه صوفی یک مشترک لفظی است که در ادبیات عرفانی معانی متفاوتی دارد. یا مانند کلمه مولی که در ادبیات تشیع یک مشترک لفظی است که دارای معانی و مصادیق متفاوت است مانند ( خداوند ، حضرت علی (ع) ، فردی که عبدی (غلام) را مالک است ، استاد و ... ) حال ما بگوئیم هر کجا که لفظ مولی آمد بگوئیم فقط خداست در این صورت وقتی ما می گویم مولی امیرالمومنین ، یعنی امیرالمومنین خدای ماست یا اینکه بگوئیم هر جا لفظ مولی آمد بگوئیم خدا نیست بلکه منظور حضرت علی (ع) است که باز هم ، با تعبیرات غلط مواجه می شویم بلکه باید مشترک لفظی را نسبت مقتضای حال متکلم و مقتضای حال مخاطبش و مفهوم کلی کلام متوجه شد . حال افرادی که اهل فن و تحقیق نباشند به راحتی فریب خواهند خورد ، زیرا هر کجا که لفظ صوفی ببیند گمان می کند که منظور همین دراویش هستند. از این نوع کلمات و جملات چند جانبه در سخن بزرگان بسیار است .  و این خود یک حربه و وسیله فریب افراد به سوی درویشی می شود. (توضیحات بیشتر در قسمت "کلمه صوفی")

تهمت درویش (صوفی) بودن به بزرگان

تهمت دروغین صوفی و درویش بودن به بزرگان از فقهاء و علما جهان تشیع مانند حضرت امام خمینی (ره) ، حضرت علامه طباطبائی (ره) ، حضرت آیت الله سید علی آقا قاضی (ره) ، حتی تهمت بسیار آشکار به حضرت علامه حسن زاده آملی (مد ظله العالی) و دیگر بزرگان جهان تشیع مانند شهید اول و شهید ثانی که عقاید و مرام این عزیزان زمین تا آسمان با این فرقه تفاوت دارد و پیشتر نیز متذکر شدیم که دلیل بر این مدعی خود را بعضی سخنان این بزرگان که برای افرادی که در باب عرفان و فلسفه اسلامی اطلاعی ندارد ممکن است دو پهلو باشد قرار می دهند. که نتوانند منظور آن بزرگان را به صورت صحیح متوجه شوند تا فرقه و مرام خود را منظور آن بزرگان جلوه دهند. البته بسیاری از ادعاهای دراویش فقط صرف ادعا می باشد و هیچگاه دلیل صحیحی علمی برای مدعای خود بیان نکرده اند .

کتاب مصباح الهدایه حضرت امام خمینی (ره)

از اولین فعالیت های که بر روی افراد انجام می دهند این است که به آنها می گویند که کتاب شریف مصباح الهدایه حضرت امام خمینی (ره) را مطالعه کنند. این کار را از نیز از باب استفاده از کلمات چند جانبه بزرگان برای مدعای خویش استفاده می کنند. حال چه کسی می تواند کتاب شریف مصباح الهدایه امام را مطالعه کند و متوجه شود ؟ کسی می تواند کتاب مصباح الهدایه امام را متوجه شود که حداقل اسفار ملاصدرا را مطالعه کرده باشند و آن را فهمیده باشند و نیز چند سالی در باب عرفان نظری در پیش استاد مطمئنی شاگردی کرده باشد و بعد از آن هم باید به سبک ادبیات عرفانی امام خمینی (ره) آشنا باشد. و همین مطالعه کتاب مصباح الهدایه تحت نظر استاد باشد که هر جا از کتاب را که متوجه نشد یا به غلط برداشت کرد راهنمایی داشته باشد. باز هم تاکید می کنیم که فردی که می خواهد کتاب امام را متوجه شود باید تماما بر حکمت و عرفان نظری تشیع مسلط باشد تا اندکی از دریای معارف امام خمینی (ره) بفهمد.

که البته فقرا و دراویش غالبا بر این امور مطلع نیستند و هرگونه برداشت خود را نظر آن بزرگان می پندارند . مانند این که آیه قرآن را که خداوند می فرماید : ( نزدیک نماز نشوید ) را برداشت کنند ولی ادامه آیه که می گوید : ( در حالی که مست هستید ) را رها کنند. پشتیوانه فقهی و شرعی این بزرگان را رها کرده و به برداشت غلط خود از کتب ایشان پسنده کنند.

تصوف در مقابل ولایت فقیه

این فرقه (سلسله) نیز مانند غالب دیگر فرقه های دراویش خود را در ظاهر ملتزم به ولایت فقیه می دانند و در حسینیه امیر سلیمانی ها عکس حضرت امام و آیت الله خامنه ای را نصب نموده اند . ولی در عمل هیچگونه التزامی به این اصل ولایت فقیه ندارند . به فقرا خود میگویند که کتاب مصباح الهدایه را بخوان ولی نمی گویند کتاب ولایت فقیه امام خمینی را مطالعه کنیدزیرا هرجا که به نفع خود باشد را گرفته و مابقی را رها می کنند.

چه کسانی فقیر (درویش) می شوند؟

غالب افرادی که جذب این نوع فرقه ها می شوند از نظر اطلاعات علمی در علوم ( فلسفه ، کلام ، فقه ، علوم حدیث ، درایه ، رجال ، علم لغت و ادبیات عرب و ... ) بی اطلاع بوده ، برای همین وقتی در کتابی که به آنها توصیه می شوند مراجعه می کنند هیچ گونه برداشت صحیحی نمی توانند داشته باشند و خود این بی اطلاعی و نادانی و عامی بودن پیروان ، خود اصلی ترین ابزار برای بزرگان و مشایخ سلسله می باشد.

حتی اگر فردی جذب این نوع گروه ها شده و پزشک باشد نمی توان دلیل بر فهم آن فرد باشد. زیرا این افراد نیز در علوم فوق الذکر عامی و بی اطلاع هستند و توانایی تشخیص و تفریق سخنان و احادیث بزرگان و ائمه معصومین را ندارند.

9- شاید بسیاری از سخنان قطب و مشایخ سلسله صحیح باشد یا بگوئیم 95% کاملا صحیح است همان 5% که دارای اشکال است زهر خود را می ریزد . به طور مثال به کلام زیر توجه کنید.

1- (هر فردی در مراحل سیر و سلوک به جایی رسید تحت نظر استادی راه رفته بوده که راه را از بی راه می شناخته. حتی بعضی پیامبران نیز در کنار استادی بوده اند. و هرچه استاد می گفت بدون چون و چرا می پذیرفتند . زیرا به این مرحله رسیده بوده اند که سخن استاد بدون حکمت و مصلحت نیست حتی اگر با نظرات و تفکرات شاگرد نیز تمایز داشته باشد. و دلیل بر این مدعی را در داستان حضرت خضر و موسی برداشت می کنند.

حضرت خضر که دیدش بالاتر از موسی بود سه کار را انجام داد و موسی در هر مرحله ایراد گرفت . چرا موسی ایراد گرفت؟ زیرا دید موسی دنیوی و ظاهری بود اما دید خضر معنوی و باطنی بود و زمانی که موسی مصالح را فهمید قانع شد.)

2- (دید پیر نسبت به فقیر دید خضر به موسی است اگر فقیر در مرحله ی برایش سوالی پیش آمد باید بی اعتنایی کند زیرا حتما دلیل و مصلحتی داشته که فقیر متوجه آن نبوده و ...)

با دقت متن بالا را مطالعه کنید می بینید که سخنان فوق صحیح بوده و هیچ اشکال نمی توان به آن در مرحله اول گرفت . اما در مرحله دوم که دید پیر را مطرح می کند مجال برای فریفتن مرید فراهم می شود و بدون آوردن دلیل خود را خضر و مرید را موسی تلقی می کند.

و باز هم برای اثبات و تحکیم ادعای فوق داستان های از بزرگان می آورد.حال فردی که کم اطلاع باشد به راحتی فریب می خورد.

کشف و کرامات

در باب کرامت باید گفت که علماء و عرفاء به حق شیعه اذعان کرده اند که مکاشفات و کرامات دو نوع است

1- کشف و کرامات الهی 2- کشف و کرامات شیطانی

هر فردی که ادعای کشف و کرامت کرد باید در مرحله اول عقاید او را بررسی کرد و بعد در مورد او اظهار نظر کرد زیرا همانطور که گفتیم باید ببینیم آیا در مسیر سیرو سلوک الهی است یا اینکه در سیرو سلوک شیطانی قرار دارد سالک خبیر جناب ملا آقا جان زنجانی (ره) مدتی در نجف به سیرو سلوک مشغول بود و بعد از مدتی معلوم می شود در این مدتی که به گمان خود در راه الهی قدم می گذاشت به اشتباه اسیر دام سیر و سلوک شیطان شده است.

گاهی فرد به گمان خود فکر می کند در مسیر الهی قدم بر می دارد .در صورتی که در راه شیطانی گام بر می دارد.

در سیرو سلوک الهی هیچکس به جز خداوند مطرح نیست و نهایت سلوک نیز خداوند است و خود اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هم وسیله و هادیان راه هستند و همه وسیله برای به خدا رسیدن هستند و هر جا خودشان هدف می شدند و می دیدند که مردم آنها را در کنار و مقابل خداوند می بینند ، با مردم برخورد می کردند که همه ی ما بنده او هستیم و باید خداوند را سبب دانست مانند داستان های بسیاری که در مورد غلات و افرادی که حضرات را در حد خداوند می دانند حضرات معصومین بارها در احادیث و روایات مختلف آنها را مذمت کرده اند.

عارف و استاد واقعی شخصی هست که هر زمان که خود مطرح می شوند ،خویشتن را کنار بزند و شاگردانش را متوجه خداوند کند.

اما در سیر و سلوک شیطانی فردی که خود را استاد می نامد خود را به جای حضرات معصومین می داند و حتی به مرحله ی از گمراهی می رسد که خود را در مرتبه اُلوهیت می بیند و خود را خدا می خواند. این جا است که باید افراد و شاگردان افرادش متوجه شوند که از مسیر الهی منحرف شده اند. زیرا ائمه معصومین علیهم السلام با آن مقامات معنوی که قابل وصف نیست هیچ موقع این چنین ادعایی نمی کردند و خود را خدا نمی دانستند و و همیشه می گفتند ما عبد الله هستیم . و بعد از اینکه خود را خدا دانستند به شاگردانشان می گویند ما را باید بپرستید و خدمت به قطب را خدمت به الله بدانید در نماز ما را بپرستید.

عارف واقعی همانند حضرت شیخ جعفر مجتهدی (ره) است که حتی به او التماس دعا می گفتند در جواب می گفت برای چه به من می گویید بروید به حضرات معصومین بگویید و به آنها توسل کنید. جز خداوند نمی دیدند و جز از خداوند صحبت نمی کردند. اما مشایخ متصوفه در غالب زمان ها خود را در مرتبه خداوند می خواندند و مریدان خود را به پرستش خودشان فرا می خواندند.

 

اذکار و ریاضات دراویش  

بر هیچ فرد آگاهی پوشیده نیست که اذکار دارای اثرات مادی و معنوی است. مداومت یا ختم ذکری خود دارای تاثیراتی است. حال روی سخن با دراویش و مشایخ است که در بعضی از موارد به افراد ذکر یا ختم خاصی می دهند و مریدان و فقرا به آن اذکار مداومت می کنند و اثراتی را می بینند و گمان می کنند که آن درویش و آن شیخ صد در صد حق است در صورتی که غافل از اینکه این اثر از طرف ذکر است و سبب الاسباب خداوند است. یا همینطور در باب ریاضات فرد با تحمل ریاضاتی به قدرت و توانایی می رسد و این توانایی به خاطر قدرت پیدا کردن روح انسانی است. مانند مرتاضان هندی که با تحمل ریاضات به قدرت های می رسند قدرت هایی که از افراد معمولی خارج است حتی در مواردی قادر هستند که بعضی از بیماری ها را مداوا کنند . حال ما بگوییم او چون توانست بیماری را شفا بدهد پس او حق است. هر کار خارق العاده ای که از قدرت بشر بر نمی آید بگوییم نشانه حق بودن است. مانند داستان سامری و گوساله اش که در قرآن کریم نیز آمده است. که بنی اسرائیل را از پرستش خداوند به پرستش گوساله وادار نمود. داستان هایی که در قرآن ذکر شده هر کدام دارای حکمت است و پیامی برای تمامی انسان ها در تمام طول تاریخ می دهد که مراقب باشید که به دامان سامری های زمان گرفتار نشوید.

 

جایگاه دلایل اربعه فقهی شیعه نزد متصوفه  

علما و فقها شیعه راههای اثبات احکام شرعی را چهار چیز می دانند که عبارتند از:

1- کتاب (قرآن)

2- سُنت (حدیث ، فعل ، تقریر معصوم)

3- عقل

4- اجماع

که تمامی احکام شرعی شیعیان از این چهار دلیل اثبات می شوند. اما متصوفه عملا این چهار دلیل را قبول ندارند. و تمامی احکام و اعمال خود را بدون در نظر گرفتن این چهار دلیل انجام می دهند. به خاطر همین است که در طول تاریخ شکل گیری فرقه های متصوفه در اسلام آنها دچار بدعت های مختلف در دین شده اند . و کیلومترها فاصله از اسلام ناب محمدی (ص) گرفته اند. دین مانند قلعه است و دیوار های محافظ این قلعه فقه است. حال قلعه ی را فرض کنید که دیوار محافظ نداشته باشد. دیگر این قلعه امن نیست و احتمال هرگونه حمله و گزند را دارد.

دین در نزد متصوفه همین قلعه بدون دیوار است و زمانی که شما به این دین که در نظر صوفی ها وجود دارد حتی به صورت ظاهری و بدون تحقیق عمیق نگاه کنید می بینید که نمی توان نام آن را اسلام دانست و پیروان آن را مسلمان دانست.

انحراف متصوفه حتی به درجه ای می رسد که حتی اقرار می کند ما مسلمان نیستم و اسلام برای مردمان معمولی است. و تصوف قبل از اسلام نیز بوده است. با این توصیفات در مورد تصوف دیگر نمی توان به آنان ایراد گرفت زیرا دیگر آنها در دایره اسلام نبوده و مسلمان نیستند.

 

شرک و تصوف

در برخی از فرقه های صوفیه عملا و به طور آشکار شرک جلی وجود دارد. آنها عملا قطب را پرستش می کنند و او را خالق خود می دانند. فقرا در مراحل بالای سلوک شیطانی خود قطب را خدا دانسته و او را سبب الاسباب عالم می دانند. در نماز خود قطب را تصور کرده و او را در نماز پرستش می کنند و در سوره حمد خطاب به قطب می خوانند (ایاک نعبد و ایاک نستعین ) یعنی فقط قطب را می پرستم و فقط از او استعانت و کمک می خواهم.

البته لازم الذکر است که بگوئیم این نوع شرک در فرقه ها و سلسله های مختلف قوت و ضعف دارد. و یا به عنوان سِر داده می شود و فقرای مبتدی شاید با ده یا پانزده سال نمی توانند متوجه شد.

صوفی و جدایی دین از سیاست (اسلام اُموی))

/ 10 نظر / 10139 بازدید
حسین نظری

خیلی ممنون که در وبلاگتون این مطالب زدید واقعا آگاه شدم من هم نزدیک بود فریب حرفاشونو بخورم

حسن

من میخواستم بگم اگه ولایت فقیه بر حقه بعد از32 سال این وضعیت فقر فحشا دین گریزی نبود من اعتقاد دارم وضعیت حاکم زاییده قدوم نحس ولی فقیه مندراوردی یه مشت احمق عین خمینی و خامنه ای وبقیه ملاهای بی شرف میباشد منتظر جواب هستم

خاک پای صوفیان

با عرض سلام خدمت شما محقق محترم لطفا برای کامل کردن تحقیقات خودبه کتابهای زیر مراجعه نمائید تا نظر شخصی این دو عارف بزرگ کاملا مشخص شود و با مسائل به صورت افراطی و خود خواهانه برخورد ننمائید چون در این کتب هم حضرت امام خمینی و هم جناب آ قای علامه مطهری بر خلاف نظرات شما نظر داده ان1 آشنايي با علوم اسلامي ـ عرفان ص 84 2 ـ آشنايي با علوم اسلامي عرفان ص 84 3 ـ همان ص 86 4 ـ همان ص 88 5 ـ جلوه هاي معلمي استاد ص 24 6 ـ آشنايي با علوم عرفان اسلامي ص 92 7 ـ همان ـ ص 92 8 ـ همان ص 93 9 ـ آشنايي با علوم اسلامي ص 99-98 10 ـ همان : 102 11 ـ جلوه هاي معلمي استاد مطهري ص 44 12 ـ همان 44 13 ـ همان ص 25 14 ـ آشنايي با علوم اسلامي ص 104 15 ـ همان ص 105 16 ـ همان ص 107 A ـ آشنايي با علوم اسلامي ص 143 ـ 142 B ـ ص 145 همان c ـ آشنايي با علوم اسلامي ص 159 1 ـ چهل حديث ص 624 2 ـ چهل حديث ص 626-625 3 ـ همان ص 627 4 ـ همان ص 632-631 5 ـ همان 635 6 ـ چهل حديث ص 543 7 ـ آداب صلوه ص 304 8 ـ همان ص 166- 167 10 ـ همان ص 167 11 ـ همان ص 169 12 ـ همان ص 135 13 ـ مصباح الهدايه صفحه 71 14 ـ مصباح الهدايه

بنده خدا

با عرض سلم و خسته نباشید بنده خودم فقیر گنابادی هستم با عرض معذرت باید بگویم هیچ کدام از ایم مطالب در مورد این سلسله مقدس صحیح نمیباشد من در این سلسله احساس ارامش میکنم واز شما خواهشمندم بیشتر در مورد این سلسله شریفه مطالعه بفرمایید

شهریار

با سلام دوست عزیز ما همه انسانیم و اسم انسانیت را به یدک میکشیم باید خدمت شما عرض کنم که این کارها و مطالب بویی از انسانیت ندارد و من بارها از شما توهین به این سلسله مقدس را دیده و شنیده ام اما هیچ وقت از هیچ یک از بزرکان این سلسله هیچ توهینی به شما نشنیده ام دوستان عزیزما تا زمانی که معنی انسان بودن را ندانیم نمیتوانیم بگوییم چه کاری یا چه راهی صحیح و یا نادرست است و شما بدانید اگر من راهم اشتباه باشد هیچ وقت خداوند شما را مجازات نمیکند اما به این فکر کنید اگر شما اشتباه کرده باشید که حتما همینطور است بسیاری از بنده گان خدا را به گمراهی و زوال میبرید و برای این کار در حضور خداوند مواخذه خواهید شد پس استاد گرامی لطف بفرمایید به عقاید دیگران احترام بگذاریید و اجازه دهید هر کسی خودش راه خود را پیدا کند خداوند به همین دلیل به همه اختیار داده و گرنه فقط به شما میداد تا شما بگویید که چه راهی درست و کدام غلط است لذا از شما استاد ارجمند خواهشمندم این مطالب بی هویت را که هر انسان ساده دلی را گمراه میکند بردارید و سعی کنیم بیش از این باعث گمراهی بندگان خدا نشویم.

سید حمید

مجموعه بی نظیر و منحصر بفرد " فرقه ها در میان ما " شامل بیش از 6 ساعت فیلم مستند پیرامون فرقه های فعال در ایران و نقد آنها اعم از صوفیه دراویش نعمت اللهی بهائیت شیطان پرستی در ایران و فرقه های مدعیان نیابت بابیت و ارتباط با امام زمان را با قیمت استثنائی از اینجا تهیه کنید: http://netkar.ir/shop/index.php?option=com_virtuemart&view=productdetails&virtuemart_product_id=96&virtuemart_category_id=24&Itemid=186

رضا نادری

باسمه تعالی هو شأنه از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل است که چنانچه ظلمی ناروا بر مردم قریه ای وارد آید، اگر مردان اسلام، به نام دین، ظالم را کمک کنند، نه دینی خواهد ماند و نه مردی! ای بسا حضرتش این پیام را برای مریدان خویش نقل فرمود تا بدانند و بگویند، تا سینه به سینه ی ما و فرزندانمان، آن را چون میراثی عظیم بگردانند. چنان که روزگاری افرادی در لباس دراویش اما در باطن، گرگ صفت ناچیز! به نام حضرت امیر(ع)، قاتلی را در دامان خود بپرورانند، همگان آگاه شوند که اینان نه آن درویش اند که در دامان خود یتیم بی نوا را نوا می دهند و زنان بی سرپرست را سایه ی سرند، بلکه اینان به ظاهر سبیل مردانه را نماد خود گردانیده اند که نامردی شان را در پس آن نهان دارند. یا امیرالمؤمنین! چه شده است که امروز کسانی زیر لوای نام تو کسی را پرورش داده و مخفی می کنند که انسانی را کشته است و کودکی را یتیم کرده و پدر و مادری را داغدار؟! آیا امروز جای ظالم و مظلوم تغییر کرده است؟! امروزه افرادی به نام تو دکان فروش صفات رذل حیوانی بازنموده اند. افرادی چون: دکتر تابنده، جذبی، شیخ الشیوخ مردانی، شیخ ملایری و... و هم اینان سردم

محمدرضا

به اصطلاح محقق اگردین نداری لااقل ازاده باش هرکه باال علی (ع)درافتادورافتاد

اين خزعبلاتي كه اينجا نوشتي باعث شد تا با درويشان به بحث وگفتگو بنشينم و دريافتم كه شما دروغگو هستيد

و آقاي نادري اينا رو برو به آنهايي بگو كه پول نفت وگاز وساير منابع اين مردم را خرج بشار اسد وديگر جنايتكاران ميكنن برو به آنهايي بگو كه سرمايه اين ملت را تو بانكهاي خارجي براي خودشان جمع ميكنن برو به آنهايي بگو كه ميلياردها تومان پول اين ملت را اختلاس ميكنند در لباس دين چطور اينها رو نميبيني برويه سري چشم پزشكي يحتمل يا كوري يا شما هم اهل چپاول بيت المالياين مملكت با اينهمه در آمد ومنابع چرا اين همه تهيدست داره برو يه كمي هم در مورداين موضوع تحقيق كن